مقدمه و طرح مسئله
بحث مشاركت اقتصادي نيروي كار در اقتصاد ايران داراي اهميت فراواني است تاكنون، توسعه ي اشتغال زنان در سرلوحه ي كار همه ي برنامه هاي توسعه ي ايران بوده است. دستيابي به سطح بالاي اشتغال زنان بستگي به عوامل متنوعي دارد و با موانع گوناگوني نيز رو به روست. عدم كفايت لازم در اشتغال زايي، ميزان پايين فعاليت اقتصادي زنان، بيكاري و به خصوص كمبود تقاضاي نيروي كار از مشكلات اصلي بازاركار در ايران به شمار ميرود. براي حل همه ي اين مشكلات، به طرّاحي و به كارگيري سياستهاي استخدامي مؤثر و جسورانه نياز شديدي است كه بايد با يك برنامه ي همه جانبه همراه باشد. بايد چنين سياستهايي به عنوان تعهّدات ملي ايجاد و حمايت شود. با اين وجود، آشكار است كه سياستهاي اشتغال نميتواند به اهداف وسيعتري دست يابد، مگر آن كه توجه ويژه اي به استخدام زنان بشود بنابراين، اين مقاله به فعاليت اقتصادي و اشتغال زنان در ايران به صورت ويژه مي پردازدنگاهی به روند زندگی بشری طی چند قرن اخیر نشان داد که توسعه به ویژه توسعه در همه جوانب آن اعم از توسعه اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی بدون در نظر گرفتن زن و غفلت از نقش وتاثیرزن در این مقوله ره به بیراهه بردن است .سیاستمداران و کارشناسان تصمصم ساز بین المللی براین عقیده اند که توسعه همه جانبه بدون همکاری و نقش زن امکان پذیر نیست .کشورهای توسعه یافته از تواناییهای زنان در ایجاد رشد وتوسعه درهمه بخشها سود جستند .درکشورهای در حال توسعه کارگذاران به این باوررسیدند که توسعه بدون همکاری زنان روندی بسیار کند دارد .در حقیقت زن ومرد دو جنس مختلفی هستند که در توسعه یک کشور امکان ایجاد توسعه را بصورت برابرخواهند داشت از آنجایکه در کشورهای کمتر توسعه یافته وکشورهای توسعه نیافته توجه کمی به جایگاه زن در جامعه واهمیت آن دارند لذا در بحث توسعه به همین اندازه عقب مانداند .خوشبختانه روند توسعه در جهان مانند سیلی می ماند که بنیان کن هست وشیرازه عقاید پوسیده عدم توجه به قابلیتهای زنان را ناخواسته برمی کند و امید رادردل هر انسانی زنده میکند . وسیاست مداران کشورهای کمترتوسه یافته مجبورند فضای لازم را دربرنامه های آموزشی ،فرهنگی، اجتماعی واقتصادی برای نقش آفرینی زنان ایجاد کنند.خوشبختانه در ایران فرایند پرورش قابلیتهای زنان در جهت مشارکت آنها درتوسعه کشور دردهه های اخیرشتاب بیشتری گرفت و امید می رود با درنظر گرفتن پژوهش های دانشمندان در این زمینه زنان بتوانند به نقش واقعی خود که همان برابری فرصتها برای زنان ومردان درکشور است برسند این برابری فرصتی را فراهم خواهد آورد تازنان بتوانند برای بالنگی ایران عزیز نقش خود را ایفا کنند. در این مقاله سعی کردم نقش زنان درتوسعه ی اجتماعی، فرهنگی ،سیاسی وتوسعه اقتصادی را مورد برسی قراردهم با شد که مثمر ثمر واقع گردد.
مبانی نظری
تعریف توسعه: درباره واژه توسعه باید گفت که این واژه برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم فراگیر شد. این واژه بار خوش بینانه واژه تجدد را (که بیانگر فکر انسان امروز است) و نیز بار واژه تکامل را (که کاربرد اجتماعی دارد) به همراه دارد. توسعه (De – velope) به معنای خروج از لفاف (E velope) است و نخستین نظریه پردازان توسعه که بعدها نظریه شان به نام نظریه نوسازی معروف شد بر آن بودند که این لفاف، همان جامعه سنتی و ارزش های این جامعه است (بک، 1988، ص 43).
براساس تعريفي كه در كنفرانس جهاني سياست هاي فرهنگي در مكزيكو (1982) حاصل شد،توسعه مجموعه اي جامع و فرايندي چند بُعدي است كه فراتر از رشد اقتصادي است و در همه جوانب زندگي و همه ي سازمان هاي جامعه دخيل است و همه ي اعضاي جامعه بايد در آن مشاركت كنند و انتظار داشته باشند كه در منافع آن سهيم باشند (گزارش كنفرانس مكزيكو، 1982).
در تعریف دیگر: توسعه جان بخشیدن به پیکر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سطح ملی و تغذیه مستمر آن است. (خادم آدم – 1372). این فرایند تمام نهادهای جامعه را در بر می گیرد و ماهیت آن اساسا این است که توان و ظرفیت های بالقوه جامعه به صورت بالفعل در آید. به عبارت دیگر در فرایند توسعه استعدادهای سازماندهی جامعه در تمام سطوح و ابعاد (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) بارور و شکوفا می شود (اسدی، 1369).
تعریف توسعه: توسعه جریانی چند بعدی است که در خود تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کلی نظام اقتصادی اجتماعی را به همراه دارد. توسعه علاوه بر بهبود در میزان تولید و درآمد شامل دگرگونی اساسی در ساختمان های اجتماعی و اداری است. در بسیاری موارد حتی عادات، رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می گیرد.
راهبردهای توسعه
راهبرد های توسعه از طریق خط مشی گذاری های توسعه به اجرا درمی آیند.سیاستهاو خط مشی ها ابزارهای کنترل هستند که به گونه ای مشخص وعملی ،راه حصول به هدفهارا تعیین می کنند. سیاستهای توسعه چهار نقش اساسی در دستیابی به هدف های برنامه ایفا می کند.
1-شرایط عمومی و مطلوب را برای توسعه فراهم می آورد.2-آگاهی به اثرات بالقوه ومزایای توسعه را افزون می نماید.3-سرمایه گذاری های اساسی دولتی را بهبود می بخشد.4-باعث تشویق کسب وکارخصوصی می شود.
به طورکلی توسعه دارای ویژگیهایی است که میتوان آن را چنین توصیف کرد:
توسعه فرایندی هدف دار است که به وسیله انسان آغاز می گرددو هدف آن بهبود بخشیدن به شرایط زیستی کلیه افراد است که در یک جامعه زندگی میکننداین تعریف نظر مارا به سه جنبه اساسی که برای امر توسعه ضروری است جلب می کند.
الف )توسعه فرایندی است که هدف آن بهزیستی است .
ب) فرایند توسعه به دست انسان شروع می شود.
ج)توسعه فرایندی مداوم است
توسعه اقتصادی:
عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی، انسانی و اجتماعی در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد. اما درکنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهد شد. نگرش ها تغییر خواهد کرد. توان بهره برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. توسعه اقتصادی فرایندی است که درآن یک رشته تحولات وتغییرات بنیادی درساختارهای اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی وسیاسی جامعه به وقوع می پیوندد.
رشد اقتصادی وتوسعه اقتصادی
رشد اقتصادی به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید یکسال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه . توسعه اقتصادی عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیتهای فیزیکی ، انسانی ،و اجتماعی .در توسعه اقتصادی رشد کمی تولید حاصل خواهد شد،امادر کنارآن نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد.
تعریف توسعه سیاسی:
لوسین پای از توسعه سیاسی بعنوان تقویت کننده ارزش های دموکراسی نظام سرمایه داری غرب یاد می کند و مشارکت توده ای، وجود نظام های چند حزبی، رقابت های انتخاباتی، ثبات سیاسی و پرهیز از تنش در ساختار سیاسی را به عنوان شرایط لازم تحقق توسعه سیاسی می شناسد. توسعه سیاسی فرایندی است که زمینه لازم را برای نهادی کردن تشکل و مشارکت سیاسی فراهم می کند که حاصل آن افزایش توانمندی یک نظام سیاسی است.
تعریف توسعه انسانی:
مفهوم توسعه انسانی از دیگر مفاهیم محوری در مباحث مربوط به توسعه است. در گزارش سازمان ملل درباره توسعه انسانی گفته شده است: توسعه انسانی روندی است که طی آن امکانات افراد بشر افزایش می یابد. در این زمینه شاخص کلیدی طول عمر، سطح دانش و سطح معاش آبرومند به عنوان مهمترین شاخص توسعه انسانی معرفی شده اند و گفته شده است به تامین سه مولفه مذکور در یک جامعه می توان گفت آن جامعه به توسعه انسانی همت یافته است.
تعریف توسعه اجتماعی:
سازمان ملل توسعه اجتماعی را افزایش ظرفیت نظام اجتماعی، ساختار اجتماعی، نهادها، خدمات و سیاست بهره گیری از منابع وسیع تر در بردارنده ارزش هایی است که معطوف به توزیع معتبر درآمد، دارایی و فرصت هاست تعریف نموده است.توسعه اجتماعی یکی از ابعاد اصلی فرایند توسعه و بیانگر گسترش شبکه روابط اجتماعی می باشد.
مفهوم توسعه فرهنگي
مفهوم ديگري كه در بحث از توسعه مطرح مي شود توسعه فرهنگي است اين مفهوم از اوايل 1980 به بعد از طرف يونسكو در مباحث توسعه مطرح شده و از مفاهيمي است كه نسبت به ساير بخش هاي توسعه از ابعاد و بار ارزشي بيشتري برخوردار است و تاكيد بيشتري بر نيازهاي غيرمادي افراد جامعه دارد. بنابراين فرايندي است كه در طي آن با ايجاد تغييراتي در حوزه هاي ادراكي، شناختي، ارزشي و گرايشي انسان ها، قابليت ها و باورها، شخصيت ويژه اي را در آنها بوجود مي آورد كه حاصل اين باورها و قابليت ها، رفتارهاو كنش هاي خاصي است كه مناسب توسعه مي باشد. اساساً فرهنگ يكي از مهمترين عوامل تحقق توسعه است و از اين رو توسعه فرهنگي، هم يكي از پيش شرط هاي بنيادي تحقق توسعه و هم يكي از آرمان هاي بنيادي توسعه در هر جامعه است.
واژه توسعه پايدار نخستين بار در سال 1980 در گزارش انجمن بين المللي حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) تحت عنوان «استراتژي حفاظت از منابع طبيعي» استفاده شد و از طريق گزارش موسوم به «آينده مشترك ما» كه گزارش بر دقت كند نيز ناميده مي شود و توسط كميسيون محيط Brundt land زيست و توسعه سازمان ملل تهيه شده، به طور گسترده اشاعه يافت براساس تعريف اين گزارش توسعه پايدار توسعه اي است كه نيازهاي نسل هاي كنوني را بدون خدشه وارد كردن به توانايي نسل هاي آينده در تامين نيازهايشان، برآورده سازد.
تعريف توسعه پايدار
توسعه پايدار نيز به روندي از توسعه اشاره دارد كه ظرفيت مردم را براي ايجاد و مصرف ثروت به صورت ماندگار تقويت مي كند. توسعه پايدار از جمله نيازمند محيط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي مناسبي است كه افراد را قادر سازد در روند توسعه مشاركت ورزند و آن را حفظ كنند. در شرايط آرماني، زنان نيز همانند مردان به ثبات سياسي و آزادي بيان نياز دارند، تا حفاظت از حقوق اساسي انساني آنها را تضمين كند، براي اينكه قادر به مشاركت در فعاليت هاي توليد باشد تأمين اجتماعي داشته باشند، حق توسعه و بهره برداري از استعدادهايشان را داشته باشند،براي كاري كه انجام مي دهند دريافت عادلانه داشته باشند و از حق مشاركت در مديريت جوامع خود همانند روشنفكران، سياست گذاران، توليد كنندگان و مصرف كنندگان برخوردار باشند. تنها در اين چهارچوب است كه زنان مي توانند نقش خود را در ارتقاء توسعه پايدار به انجام رسانند . (روت نيا، 23/12/2004: 2).
هدف اصلی کشورها ازتوسعه پایداربه معنای رفع عقب ماندگی ازتمدن بشراست در واقع توسعه پایداردرمعنای کلی به تحول در چهار زیر مجموعه فرهنگی ،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی اشاره دارد.
تعريف توسعه پايدار:
كميسيون جهاني توسعه و محيط (WCED) توسعه پايدار را توسعه اي عنوان نموده كه ضمن برآورده ساختن نيازهاي فعلي بشر در جوامع مختلف هيچ گونه لطمه اي به ظرفيت هاي مورد نياز نسل هاي بعدي وارد نمي آورد تا دهه 1960 به مساله محيط زيست توجه چنداني نمي گرديد.
ليكن با توسعه صنعتي و مشاهده آثار نامطلوب در محيط طبيعي مساله محيط زيست به عنوان يك مقوله اساسي در توسعه مورد توجه قرار گرفته است. رابرت آلن توسعه را توسعه اي مي داند كه هدف آن ارضاي مستمر نيازهاي انساني و بهبود و بهسازي كيفيت زندگي انسان ها در جامعه مي باشد.
بطور كلي اصطلاح توسعه پايدار تركيبي از دو واژه كه جنبه متفاوت را در يك نماد متحد مي سازد شامل پيشرفت اقتصادي صنعتي و كيفيت زيست محيطي مي باشد.
پرونك و هاكيو (1992) توسعه پايدار را فرايندي دانسته اند كه در آن خط مشي هاي اقتصادي، مالي، تجاري، انرژي، كشاورزي، صنعتي و ساير خط مشي ها به گونه اي طراحي مي شوند كه منجر به توسعه پايدار اقتصادي اجتماعي و زيست محيطي براي بشر گردند.
عوامل اقتصادي:
- رشد- برابري- كارايي
عوامل طبيعي:
- بوم انساني – توانايي - تجرد پذيري - انسجام زيست
ويژگي توسعه پايدار
توسعه پايدار داراي سه ويژگي برجسته است كه هر سه براي زنان بسيار نويدبخش است.
- نخست اينكه توسعه پايدار نيز مبتني بر توزيع است تا توليد. در اين حالت توزيع عادلانه دستاوردهاي توسعه از لحاظ جنسيتي، قوميتي و مانند آن مورد توجه مي باشد. اين در حالي است كه در كشورهاي در حال توسعه، مردان بيشتر بهره وران توسعه بوده اند و زنان قربانيان توسعه. زيرا توسعه براي زنان به معني با كاري بيشتر در بيرون خانه بوده، در حالي كه دستاوردهاي مثبت توسعه بيشتر نصيب مردان شده است. به همين دليل، براي بهبود دسترسي هاي زنان به دستاوردهاي توسعه، مسائل زنان مورد توجه بيشتري قرار گرفته و ارتباط ميان برنامه هاي توسعه و بهبود شرايط عمومي زنان براي كارگزاران بين المللي به موضوع مهمي تبديل شده است .
دومين ويژگي برجسته توسعه پايدار اين است كه معطوف به آينده است نه حال و از اين لحاظ نوعي دورانديشي و آينده نگري در آن مشاهده مي شود. در اينجا نيز بايد ابراز داشت كه ترديدي نيست كه وضعيت گذشته زنان به ويژه در كشورهاي در حال توسعه با هيچ واژه اي به خوبي پدرسالاري توضيح داده نمي شود. اين در حالي است كه در توسعه پايدار كه معطوف به آينده مي باشد قرار بر اين است كه گذشته نابرابر به آينده اي برابر تبديل شود.
سومين ويژگي توسعه پايدار اين است كه بيشتر معطوف به پرورش است تا گسترش. بدين ترتيب، صرف افزايش كميته هاي زنان ديگر مسأله اصلي نيست، بلكه هدف اصلي پرورش انسانهايي توسعه يافته و به بار آوردن استعدادهاي نهفته ي انسان هاست. زنان بيش از هر گروه اجتماعي ديگري در معرض سركوب استعدادها و قابليت هاي نهفته خويش قرار دارند
فرايند تحول نقش زنان در توسعه
توسعه يعني تعالي انسان و كاهش نابرابري ها براساس قبول اين طرز تلقي که زنان نبايد تنها گيرندگان خدمات بوده بلكه شركت کننده و تصميم گيرنده نيز باشند تا بتوانند نقش موثری در فعاليت هاي سازنده در برنامه ها و پروژه ها داشته باشند. در اين رابطه طي دهه هاي اخير نقش زنان در توسعه اجتماعي و اقتصادي ملل ابعاد جديدي يافته و الگوهاي توسعه اجتماعي به گونه اي برجسته بر اين حقيقت تاكيد دارند كه (توسعه پايدار) بدون حضور زنان تحقق نخواهد يافت. بنابراين به زنان بايد فرصت آن داده شود كه در ايفاي نقش هاي مختلف خود كه در ذيل به شهر آن مي پردازيم فعالانه شركت نمايند.
نقش زنان در توسعه پایدار از موضوعاتی است که در نگاه جهانی به آن اجماع نظر وجود دارد و سالهاست کشورهای توسعهیافته دنیا به آن توجه کرده و با چنین رویکردی به توسعه متوازن دست یافتهاند.
نقش اشتغال زنان در توسعه
بدون شك مهمترين عاملي كه آهنگ رشد و توسعه اقتصادي اجتماعي را تسريع مي بخشد «منابع انساني» آن جامعه است. هر جامعه انساني نيز متشكل از زنان و مرداني است كه تحت روابط متقابل اجتماعي، در عين وابستگي متقابل هر يك از دو جنس به يكديگر، نقش و كاركرد ويژه اي را ايفا مي كنند و بي ترديد زنان به عنوان نيمي از جمعيت تاثير مستقيمي در توسعه جامعه دارند لذا استراترهاي يك جامعه توسعه يافته مي طلبد تا بر مبناي مشاركت هر چه فعال تر زنان در امور اقتصادي و سياسي و اجتماعي پي ريزي گردد.
از طرف ديگر زن به عنوان عضو موثر جامعه مي تواند نقش پيشگام خود را كه در برخي مسئوليت ها متبلور است ايفا نمايد. از جمله اين مسئوليت ها ترويج مفهوم مشاركت و اشتغال در زندگي و زمينه سازي مناسب براي فعاليت آزادانه و شناساندن حق مديريت اقتصادي، مالكيت و حضور خود به جامعه است با توجه به اين نكته كه مفهوم مشاركت زنان، الزاماً مساوي با اشتغال زنان نيست قطعاً بخشي از مشاركت زنان در بحث اشتغال آنان تبلور مي يابد.
در اين راستا اداره خانواده از سوي زنان و نقش آنها در تغذيه و رشد فرزندان و همچنين تعليم و تربيت آنان در كنار نقش همسري، فعاليت هاي والايي در جهت اهداف بزرگ اجتماعي محسوب شده، مطابق با طبيعت زندگي مي باشد.
یکی از مهم ترین معیارها جهت سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارا می باشند. اکنون نگاه جهان، بیشتر به سوی زنان معطوف شده است زیرا امروز، برای تحقق توسعه اجتماعی ، تسریع فرایند توسعه اقتصادی و محقق شدن عدالت اجتماعی، چنان چه به زن به عنوان نیروی فعال و سازنده نگریسته شود، قطعاً تأثیر بسیاری در روند توسعه و افزایش کمّی و کیفی نیروی انسانی آن جامعه خواهد داشت. نقش زنان در توسعه، مستقیماً با هدف توسعه اجتماعی و اقتصادی بستگی داشته و از این رو در تحول همه جوامع انسانی، عاملی بنیادی محسوب می گردد.
برای رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیضات و در نتیجه توسعه بهتر و كاملتر جامعه، نیاز به آن است كه زنان بتوانند در فرآیند تصمیمگیری در سطوح مختلف جامعه شركت كنند. متاسفانه در بسیاری از كشورهای جهان سوم این مساله چندان شایان توجه نیست و تنها تعداد محدودی از زنان در پستهای مدیریتی و مهم تصمیمگیری كشور قرار دارند. در ایران علیرغم آنكه قانون اساسی كشور راه را برای تصدی اكثر مناصب تصمیمگیری برای زنان باز گذاشته، با این وجود تنها ۲/۸ درصد مشاغل مدیریتی در كشور به زنان اختصاص یافته است. در هر حال باید اذعان داشت كه امروزه توانمندسازی زنان و مشاركت كامل آنان بر پایه برابری، در همه زمینهها از جمله در فرآیند تصمیمگیری و مدیریت جامعه یكی از پیشنیازهای توسعه پایدار است كه كشور ما سخت بدان نیازمند خواهد بود. در جوامعی كه هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول مشاركت عادلانه زن و مرد در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم نشده و فرصت منصفانه بروز خلاقیت و استعداد انسانها برقرار نگردیده و فرآیند توسعه آن گونه كه انتظار داشتهایم موفق نبوده، تداوم و شتاب توسعه هنگامی رخ خواهد داد كه زن و مرد دوشادوش یكدیگر مسئولیت توسعه را برعهده بگیرند. در سدههای اخیر نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان در حال توسعه، نادیده گرفته شده كه این امر نشان از وجود تبعیضات و نابرابریهای جنسیتی در زمینههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... دارد. جامعه انسانی از عدم حضور واقعی زنان در عرصههای مختلف لطمات جبرانناپذیری دیده و بدین خاطر در دو دهه اخیر درصدد جبران این نقیصه برآمده است.برای رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیضات و در نتیجه توسعه بهتر و كاملتر جامعه، نیاز به آن است كه زنان بتوانند در فرآیند تصمیمگیری در سطوح مختلف جامعه شركت كنند.
جنسيت و توسعه
مسائل مربوط به شركت همه جانبه زنان در فرايند برنامه هاي توسعه ملي به تدريج از دهه 1350/ 1970 – وارد دستور كار سازمان هاي توسعه ملي و بين المللي گرديد از سال 1360 / 1981 انتشار مقالات و كتاب هاي مربوط به زنان در امور توسعه به سرعت افزايش يافت. با وجود اين فعاليت ها، كوشش هاي موجود در برنامه هاي توسعه هنوز هم نتوانسته توان موجود و بالقوه زنان را در فرايند توسعه تشخيص دهد. و اثر اين برنامه را بر زنان مشخص سازد. (اما ري ليس تورس و روزا ريودل روزاريو، 1375، از 1980 مفهوم طبيعت و توسعه تا حد زيادي جايگزين عبارت زن در توسعه شده است.
جنسيت و توسعه به خودي خود با زنان كاري ندارد بلكه با ساخت اجتماعي جنسيت و تلقي جامعه از نقش، مسئوليت و انتظاراتي كه جامعه از زنان و مردان دارد، روبرو مي شود. همچنين جنسيت و توسعه به تحليل ماهيت خدماتي كه زنان در درون و بيرون خانه انجام مي دهند و به ندرت مورد توجه و ارزيابي قرار مي گيرد توجه مي كند توجه به تفاوت جنسيت با جنس در اينجا حائز اهميت است. جنس عبارت است از هويت زيستي يا فيزيكي و ژنتيك يك فرد كه به موجب آن انسان نر يا ماده به دنيا مي آيد. جنسيت به رفتار آموخته اجتماعي و انتظاراتي كه جامعه از زن و مرد دارد برمي گردد و علاوه بر اين نقش و جايگاه متفاوت اجتماعي كه در هر فرهنگي به عهده زنان و مردان قرار مي گيرد نيز در مقوله جنسيت قرار دارد (ليس تورس و دل روزاريو،)
نقش زنان در توسعه
يكي از مهمترين معيارها جهت سنجش درجه ي توسعه يافتگي يك كشور، ميزان اهميت و اعتباري است كه زنان در آن كشور دارا مي باشند. نقش زنان در توسعه مستقيماً با هدف توسعه اجتماعي و اقتصادي بستگي داشته و از اينرو در تحول همه جوامع انساني، عاملي بنيادي محسوب مي گردد. نكات مهمی در گسترش حضور زنان وجود دارد كه مي توان به برخي از آنان اشاره كرد.
- توجه به خصوصيات بانوان به ويژه نقش هاي چندگانه آنان هم به عنوان همسران خانه دار، هم به عنوان مادر در پرورش و نگهداري فرزندان و نيز يك فرد مشاركت كننده در درآمد خانواده.
- شناسايي فرصت ها و خدمات مناسب كسب و كار
- فراهم كردن آموزش مفيد و موثر قابل دسترس و مرتبط
- شناسايي و تقويت كانون هاي مناسب براي خدمات مالي و غيرمالي به زنان كارآفرين
- تاسيس شبكه هاي كاري و اطمينان از هماهنگي بين بخش هاي دولتي و غيردولتي
- آموزش افراد در بخش هاي دولتي و بانك ها و ديگر موسسات مالي و اعتباري براي تشخيص توان اقتصادي بانوان
جايگاه زنان در فرايند توسعه
زنان بطور قابل ملاحظه اي از مباحث تئوري توسعه و در دهه اول توسعه سازمان ملل 1970 – 1960 غايب بودند.در دهه دوم توسعه براي شناسايي دستاوردهاي گذشته و امروزين زنان در جوامع جهاني، تشويق به رشد و توسعه بيشتر، توانمندي زنان در زمينه هاي فردي و اجتماعي، سازمان ملل سال هاي 1976 تا 1985 را دهه زنان ناميد كه در اين دهه شاهد ادامه مقالات و كتاب هاي بسياري درباره ارتباط و نقش زنان به اشكال مختلف توسعه بوديم. كه بدين ترتيب مقدمات زن و توسعه براي اولين بار با يكديگر پيوند خوردند و با ديدگاه مردگرايانه بيشتر در دهه 1970 مشاركت زنان در اقتصاد و رفاه خانواده مورد توجه و ستايش قرار گرفت.
نقش زنان خانه دار در فرايند توسعه
زنان خانه دار در مديريت و سازماندهي خانواده به عنوان كوچكترين هسته جامعه نقش مهم و تعيين كننده اي دارند آنها در واقع شهرداران شهرهاي كوچكي اند كه به هر حال با دقت زياد نياز به اداره كردن دارند از پخت و پز و آماده سازي غذا، پاكيزگي محيط خانه، رسيدگي به نيازهاي همسر و فرزندان، تنظيم روابط با ديگر خانواده ها و پرستاري بيماران. اين هسته كوچك اجتماعي وظايف بس دشوار و سنگيني است كه زن خانه دار يك تنه بر دوش مي كشد. آيا با اين وجود در جمعيت زنان شاغل نام و نشاني از اين خيل زحمت كش ديده مي شود؟
زنان ايراني از توسعه مادي نصيب اندكي برده اند و و در عوض مشاركت زيادي در آن داشته اند بدون آنكه سهم انان در توسعه مادي شناخته و روشن شود از طرفي نقش هاي متنوعي كه در نتيجه فرايند توسعه مادي به آنان واگذار شده است استقلال نسبي آنان را تهديد مي كند و دائما او را در موقعيت كشمكش نقش ها قرار مي دهد. نقش مديريتي خانه – مشاوره يا مددكار- مربي يا معلم نمونه – مسئول آبروي خانه – خريد مايحتاج و انجام امور خانه- وظايف مادري و همسر و دختر- عروس و پرستار خوب و ... تعداد نقش هايي است كه حرفه او را در زمره غيرشاغل ها و غيرفعال و كم درآمد قرار مي دهد. اما با وجود اين نقش ها بايستي او سهم عظيمي در فرايند توسعه داشته باشد
نقش اقتصادي زنان در فرايند توسعه
با توجه به اينكه يكي از الزامات توسعه پايدار جهاني شدن مي باشد و سرمايه گذاران در راستاي استراتژي سرمايه گذاري فرا مليتي خواهان نيروي كار ارزان و قابل انعطاف مي باشند زنان به عنوان يك نيروي كار ارزان و انعطاف پذير مي توانند در جلب سرمايه هاي سرمايه گذاران و در نتيجه افزايش توليد و اشتغال نقش مهمي را ايفا نمايند
در حال حاظر زنان بیش از هر زمان دیگری به کار اشتغال دارند و در قبال آن نیز دستمزددریافت می کنند.مطالعات جهانی مربوط به نقش زنان در توسعه ی اقتصادی بیانگر این مطلب است ک زنان به شکل بی سابقه ای به بازارهای کاروارد شده اند،و حتی در برخی موارد تعداد آنها بیشتر از مردان بوده است ،به طوری که طبق بررسی ها نسبت زنان شاغل به مردان و فعالیتهای اقتصادی طی بیست سال اخیر دو برابر شده است
نقش زنان در بهره وري جامعه
خوشبختي، سعادت و بهره وري هر ملتي وابسته به كار و تلاش همه اقشار جامعه بوده و بهره وري معياري براي ارزيابي عملكرد اين فعاليت ها و تلاش ها در بخش هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي است. ارتقاء بهره وري براي پديده هاي ملي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه مانند كاهش تورم، افزايش رفاه عمومي، افزايش سطح اشتغال، افزايش توان رقابت سياسي و اقتصادي و مانند اينها تاثيرات وسيعي دارد. طبيعي است كه افزايش بهره وري در خانواده منجر به افزايش بهره وري در كل جامعه است. اكثر زنان بدون اين كه بدانند با فعاليت هاي شبانه روزي خود موجب افزايش بهره وري در خانواده و در نهايت جامعه مي شوند.
اگر این فعالیتهاهمراه با شناخت باشد انگیزه بیشتری برای بهبود فعالیت های خود خواهد داشت.
نقش مشاركت سياسي زنان در فرايند توسعه
ترديدي نيست كه آگاهي سياسي و به تبع آن مشاركت سياسي زنان و حضور آنها در عرصه هاي تصميم گيري و حكومتي مي تواند پشتوانه اي براي ديگر فعاليت هاي زنان و افزايش درجه توسعه يافتگي كشور باشد. زنان ما ثابت كرده اند كه مي توانند درباره سياست هاي رسمي بينديشند با آنها به طور منتقدانه برخورد كنند، جنبه هاي مثبت را تاكيد و دوباره به جنبه هاي منفي تفكر يا شك كنند و در اين فرايند خود عامل تغيير باشند.
عوامل موثر برنابرابري ها در اشتغال زنان
در خصوص اشتغال زنان بايد گفت كه در ايران نيز تقريباً همانند تمامي كشورهاي جهان، موانعي در راه اشتغال زنان وجود دارد. عمده ترين موانع موجود در اين زمينه، عبارتند از:
- موانع اقتصادي
- موانع اجتماعي
- موانع فرهنگي
- موانع سياسي
موانع اقتصادي:
الف- ركود اقتصادي سال هاي انقلاب و جنگ
ب- تاكيد بر ويژگي ها و نقش غيراقتصادي زنان
ج- اجتناب بخش خصوصي از سرمايه گذاري در كارهاي اشتغال زا (عدم تنوع يا كم تنوعي فرصت هاي شغلي براي زنان)
ه- بالا بودن هزينه هاي نيروي كار زنان براي كارفرمايان
و- صاحب سرمايه نبودن زنان
موانع اجتماعي:
الف- بي سوادي و پايين بودن سطح سواد
ب- برخوردار نبودن زنان در مهارت فني و حرفه اي
ج- تبعيض در نمود زن در بسياري از كتب آموزشي
د- تبعيض و تفاوت در فرايند اجتماعي شدن زن و مرد در جامعه
ه- ازدواج زنان در سنين پايين
و- سنگيني وظايف خانه داري
موانع فرهنگي:
الف- طرز تلقي و نگرش جامعه بر وظايف زنان
ب- تاكيد بر فعاليت هاي خانه داري و انزواي اجتماعي زنان
ج- وجود سنت ها و باورهاي خاص در خانواده
د- وجود فرهنگ مردسالاري
ه- تبعيض و طرز نگرش جامعه به زن
و- نامناسب بودن برخي از محيط هاي كاري به لحاظ مسائل اخلاقي
موانع سياسي:
الف- عدم وجود نهادهاي سياسي مشاركتي
ب- كم بودن شانس زنان در كسب مقامات دولتي
ج- ساختار قدرت و نقش سياسي
ضرورت لحاظ كردن نگرش جنسيتي در طرح هاي توسعه
با آنكه تعاريف توسعه عمدتاً بر مشاركت افراد انساني، فارغ از زن يا مرد بودن آنها در فرايند توسعه، دلالت دارند، اما هر تعريفي از توسعه اگر اهميت مشاركت زنان در فرايند توسعه و پيامدهاي اين فرايند در زندگي زنان را از نظر دور بدارد تعريفي كامل نيست. هر سياست توسعه و هر طرح يا برنامه عمراني بر زندگي زنان اثر دارد و بدون مشاركت آنها بخت كاميابي ندارد. رشد و توسعه عادلانه بدين معناست كه به سرعت شرايط سخت و دشواري را كه صدها ميليون تن از زنان در كارهاي خانگي، كشاورزي، صنعت و بطور كلي در روند فعاليت هاي اجتماعي، گرفتارش هستند از ميان بردارد و براي ايجاد اشتغال، بروز خلاقيت ها، توانايي ها و مشاركت آنها در برنامه هاي اجتماعي و اقتصادي، فرصت هايي برابر با مردان در اختيار و مشاركت آنها بگذارد و دستيابي به اين اهداف مستلزم لحاظ كردن نگرش جنسيتي در تمام برنامه ريزي هاي توسعه است.
اشتغال زنان و نقش آن در توسعه كشور
يكي از مهمترين معيارها جهت سنجش درجه توسعه يافتگي يك كشور، ميزان اهميت و اعتباري است كه زنان در آن كشور دارا مي باشند. اكنون نگاه جهان، بيشتر به سوي زنان معطوف شده است زيرا امروزه، براي تحقيق توسعه اجتماعي، تسريع فرايند توسعه اقتصادي و محقق شدن عدالت اجتماعي، چنانچه به زن به عنوان نيروي فعال و سازنده نگريسته شود، قطعاً تاثير بسياري در روند توسعه و افزايش كمّي و كيفي نيروي انساني آن جامعه خواهد داشت. نقش زنان در توسعه مستقيماً با هدف توسعه اجتماعي و اقتصادي بستگي داشته و از اين رو در تحول همه جوامع انساني، عاملي بنيادي محسوب مي گردد
پيامدهاي اشتغال زنان در توسعه
نتايج پژوهش يزداني (1384) پيرامون بررسي ديدگاه زنان شاغل درباره تأثير اشتغال زنان بر استحكام خانواده نشان مي دهد كه اشتغال زنان در خارج از منزل از نظر اقتصادي بر فرد و خانواده، موقعيت تحصيلي فرزندان و زن با جنبه هاي روحي زنان، فراهم كردن امكانات بهتر زندگي و رفاه بيشتر و مشاركت در اداره منزل تاثير مثبت داشته است و از نظر اجتماعي نيز باعث ارتقاي منزلت اجتماعي زنان، كنترل جمعيت، سهولت دسترسي به توسعه و ... شده است.
در تحقيق ديگر ايرواني (1384) به اين نتيجه رسيد كه از انگيزه هاي اشتغال زنان احتياجات مالي، كسب درآمد و برطرف نمودن نيازهاي زندگي است. مطالعات نشان مي دهد قدرت تصميم گيري و همفكري زنان شاغل بيشتر از زنان خانه دار است و هر چه زن تحصيل كرده تر باشد زوجين از نظر احساسات به يكديگر نزديكتر هستند و تصميمات را با يكديگر مي گيرند و به عبارت ديگر ميزان مشورت شوهران زنان شاغل بيشتر از شوهران زنان خانه دار با همسران خود بوده است.
تاثير توانمند سازي زنان بر توسعه
از آنجايي كه توانمند سازي يك پديده اجتماعي است و بديدهای اجتماعلي تك علتي نيستند توانمند شدن زنان به عوامل دروني و بيروني متعددي بستگي دارد، از طرفي عوامل دروني چون وضعيت جسماني، رواني، وضعيت اقتصادي خانواده بر توانمندي فرد نقش تعيين كننده اي دارد. از طرف ديگر ساختارهاي موجود اجتماعي در اين مورد مي تواند نقش تعيين كننده اي داشته باشد. يكي از عواملي كه مي تواند در توانمندي افراد نقش داشته باشد، تاثير حمايت اجتماعي بر توانمندي آنان است. در تحقيقي كه توسط محمود كتابي و همكاران در (1382) بر روي عوامل موثر بر توانمندي زنان صورت گرفت، نشان داده شده است كه افزايش سطح تحصيلات، بهبود وضع سلامت، برخورداري از حق مالكيت، دفع تبعيض از بازار كار و حذف باورهاي سنتي در افزايش توانمدسازي زنان نقش موثر دارد. از ميان اين متغيرها افزايش سطح تحصيلات بالا بيشترين تاثير مستقيم و ساير متغيرها تاثير غيرمستقيم بر توانمندسازي دارند.
نقش زنان در توسعه و تعدد نقش ها
اداره خانواده از سوي زنان و نقش آنها در تغذيه و رشد فرزندان و همچنين تعليم و تربيت آنان در كنار نقش همسري، فعاليت هاي والايي در جهت اهداف بزرگ اجتماعي محسوب شده و مطابق با طبيعت زندگي مي باشد. ويل درانت به درستي اين مطلب بيان مي دارد كه در اجتماعات ابتدايي، قسمت اعظم ترقيات اقتصادي به دست زنان اتفاق افتاده است نه به دست مردان.
تأثير ايفاي نقش زنان در توسعه
مهمترين مساله اي كه براي زنان شاغل وجود دارد چگونگي ايفاي نقش هاي سنتي ناشي از فرهنگ، عرف، شرع و هماهنگي آنها با نقش هايي است كه مسئوليت هاي اجتماعي و اقتصادي زنان در دنياي امروز ايجاب مي كند اين در حالي است كه در مناسبات اجتماعي و به ويژه در فرايند توسعه، زنان به عنوان نيمي از آمار عظيم جامعه، اهرم و بازوي توسعه هستند و عامل مهمي در پيشبرد فعاليت هاي اقتصادي محسوب مي شوند.
در فرهنگ كشور ما اين ذهنيت وجود دارد كه اگر شغلي است، مردان در دريافت آن حق تقدم دارند، زيرا نانآور خانه هستند حتي اگر فرصت امكان شركت در يك كنفرانس باشد، قانون محدوديتي قائل نمي شود، ولي عملاً اينطور اقدام مي شود.
زنان و پايداري محيط زيست
طبق نظر هماتي (2000) مداركي وجود دارد كه زنان از نظر زيست محيطي نسبت به مردان آگاه ترند و بيشتر در فعاليت هاي حفاظت از محيط زيست از قبيل بازيافت مواد زائد، استفاده مجدد از مواد زائد، خريد آگاهانه كالاهاي سازگار با محيط زيست و ... درگير هستند.
در اكثر نقاط جهان زنان و دختران مسئول گردآوري آب براي پخت و پز، نظافت و بهداشت هستند و چون موجودي آب به طور فزاينده اي محدود شده است، آلودگي ناشي از فشار جمعيت و پيامدهاي خصوصي سازي، بقاء زنان و خانواده شان را به خطر انداخته است. بنابراين بهبود در تامين آب منوط به آن است كه زنان يك محور تصميم گيري باشند.
براساس مطالعات بسياري كه انجام شده است، زنان روستايي قسمت زيادي از كارهاي كشاورزي را برعهده دارند. در مورد منابع طبيعي مي توان كاركرد زنان را از طريق نقشي بررسي كرد كه آنها در مساله آب و خاك دارند.
از سوي ديگر نقش زنان در مديريت خانه و در زمينه توليد و دفع زباله هاي خانگي از مواردي است كه تاثير مستقيم بر محيط زيست دارد. انتخاب روش هاي سالم و بهداشتي، دفع زباله ها و تفكيك و بازيافت مجدد آنها، مديريت توليد زباله و ... از مواردي هستند كه زنان به طور مستقيم در آن نقش دارند. نقش تربيتي زنان نيز در اين ميان حائز اهميت بسياري است. تربيت و آموزش اصول حفظ محيط زيست به فرزندان و آموزش عملي روش هاي جلوگيري از تخريب محيط زيست تاثير قابل توجهي بر تربيت نسلي مراقب و نه مخرب محيط زيست خواهد داشت.
مشارکت زنان و توسعه در بعد زیست محیطی
به عقیده سگرsegger یکی از اصول توسعه پایدار،مشارکت عمومی و دسترسی به اطلاعات و عدالت است.این اصل معتقد است که مردم باید
قادر به مشارکت در روندهای تصمیم گیری باشند که بر رفاه زندگی شان موثر است.یانگ( 1993) ”در کتابش به نام برنامه ریزی توسعه با زنان" درگیری زنان را در همه ی سطوح تفکر ،برنامه ریزی وپیاده سازی توسعه را به عنوان ظرفیت سازی برای تغییر نه تنها در میان زنان بلکه برای جامعه ی وسیعتر می بیند.او اشاره می کند به دلیل اینکه زنان منابع انسانی باارزشی هستند،تنها نباید به عنوان گارگران ساده برای استراتژی یهای توسعه ی طرح ریزی شده به وسیله دیگران دیده شوند.بلکه نیازمند هستند که به عنوان برنامه ریزان وطراحان توسعه بکارگرفته شوند.
منابع:
1-گروه مشاوران یونسکو.(1374)فرایند برنامه ریزی آموزشی.(ترجمه ی فریده مشایخ). تهران :انتشارات مدرسه.
2-سلطانی عربشاهی، سیمین .(1388).مدیریت توسعه(رشته مدیریت دولتی).تهران :اتشارات استادی .
3-روزبهان،محمود.(1394).مبانی توسعه اقتصادی .تهران: تهران:موسسه کتاب مهربان نشر.
4-کولایی،الهه وحفظیان ،محمدحسن.(1385).نقش زنان در کشورهای اسلامی .مجله پژوهش زنان دوره 4 شماره 12ص33
5-اکبری ،حسین. (1391).نقش اشتغال زنان در توسعه پایدار محیط زیست. مجله زن درتوسعه وسیاست دوره 10شماره4ص37
6-حیدری ،مرضیه،حیدری راضیه،شهریاری، احمد رضا.(1392)نقش زن در توسعه ی اقتصادی.مقاله ارائه شده در اولین کنفرانس بین المللی حماسه سیاسی (با رویکردی بر تحولات خاورمیانه)
7- کلدی،علیرضاوسلحشوری ،پروانه.(1391)بررسی تاثیر حمایت اجتماعی برتوانمند سازی زنان. مجله مطالعات اجتماعی ایران سال 4شمار4
8-طالبی، داود.(1384). معرفی ارکان توسعه ملی. مدیریت فردا فصل نامه آموزشی و پژوهشی پاییزو زمستان 84
9-بابایی فرد،اسدالله.(1389).توسعه فرهنگی وتوسعه اجتماعی در ایران .فصل نامه رفاه اجتماعی سال 10شماره 37
10-غزلخوان،منور.(1383).نقش زنان در توسعه پایدار .دومین کنفرانس بین المللی مدیریت
11-امیدی ، مونا.(6بهمن1395).اعتماد. تاثیر توانمند سازی زنان در توسعه
12-ملک زاده،فهیمه.(1388).نقش اشتغال زنان در توسعه وتعددنقش.پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،پرتاجامع علمو انسانی
13-زاهدی ،شمس السادات،نجفی غلامعلی.(1384). بسط مفهومی توسعه پایدار.www.sid.ir
14- رستمی ،مهر انگیز،ملکی آورسین،صادق.(1394) مرور نقش برنامه ریزی آموزشی موفق در سطوح جهانی ،قاره ای،منطقه ای و ملی برای دست یابی به توسعه اجتماعی . www.sid.ir
15-فاطمی ،امین. (1390).بررسی تطبیقی رابطه توسعه یافتگی با نظام آموزشی در میان کشورهای جهان مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد،پاییزوزمستان. 1391صص135-155.
16-زنجانی زاده،هما.(1381) .مشارکت سیاسی زنان و عوامل اجتماعی موثر برآن ،چالشهای نوین .فصل نامه عل
مقدمه و طرح مسئله
بحث مشاركت اقتصادي نيروي كار در اقتصاد ايران داراي اهميت فراواني است تاكنون، توسعه ي اشتغال زنان در سرلوحه ي كار همه ي برنامه هاي توسعه ي ايران بوده است. دستيابي به سطح بالاي اشتغال زنان بستگي به عوامل متنوعي دارد و با موانع گوناگوني نيز رو به روست. عدم كفايت لازم در اشتغال زايي، ميزان پايين فعاليت اقتصادي زنان، بيكاري و به خصوص كمبود تقاضاي نيروي كار از مشكلات اصلي بازاركار در ايران به شمار ميرود. براي حل همه ي اين مشكلات، به طرّاحي و به كارگيري سياستهاي استخدامي مؤثر و جسورانه نياز شديدي است كه بايد با يك برنامه ي همه جانبه همراه باشد. بايد چنين سياستهايي به عنوان تعهّدات ملي ايجاد و حمايت شود. با اين وجود، آشكار است كه سياستهاي اشتغال نميتواند به اهداف وسيعتري دست يابد، مگر آن كه توجه ويژه اي به استخدام زنان بشود بنابراين، اين مقاله به فعاليت اقتصادي و اشتغال زنان در ايران به صورت ويژه مي پردازدنگاهی به روند زندگی بشری طی چند قرن اخیر نشان داد که توسعه به ویژه توسعه در همه جوانب آن اعم از توسعه اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی بدون در نظر گرفتن زن و غفلت از نقش وتاثیرزن در این مقوله ره به بیراهه بردن است .سیاستمداران و کارشناسان تصمصم ساز بین المللی براین عقیده اند که توسعه همه جانبه بدون همکاری و نقش زن امکان پذیر نیست .کشورهای توسعه یافته از تواناییهای زنان در ایجاد رشد وتوسعه درهمه بخشها سود جستند .درکشورهای در حال توسعه کارگذاران به این باوررسیدند که توسعه بدون همکاری زنان روندی بسیار کند دارد .در حقیقت زن ومرد دو جنس مختلفی هستند که در توسعه یک کشور امکان ایجاد توسعه را بصورت برابرخواهند داشت از آنجایکه در کشورهای کمتر توسعه یافته وکشورهای توسعه نیافته توجه کمی به جایگاه زن در جامعه واهمیت آن دارند لذا در بحث توسعه به همین اندازه عقب مانداند .خوشبختانه روند توسعه در جهان مانند سیلی می ماند که بنیان کن هست وشیرازه عقاید پوسیده عدم توجه به قابلیتهای زنان را ناخواسته برمی کند و امید رادردل هر انسانی زنده میکند . وسیاست مداران کشورهای کمترتوسه یافته مجبورند فضای لازم را دربرنامه های آموزشی ،فرهنگی، اجتماعی واقتصادی برای نقش آفرینی زنان ایجاد کنند.خوشبختانه در ایران فرایند پرورش قابلیتهای زنان در جهت مشارکت آنها درتوسعه کشور دردهه های اخیرشتاب بیشتری گرفت و امید می رود با درنظر گرفتن پژوهش های دانشمندان در این زمینه زنان بتوانند به نقش واقعی خود که همان برابری فرصتها برای زنان ومردان درکشور است برسند این برابری فرصتی را فراهم خواهد آورد تازنان بتوانند برای بالنگی ایران عزیز نقش خود را ایفا کنند. در این مقاله سعی کردم نقش زنان درتوسعه ی اجتماعی، فرهنگی ،سیاسی وتوسعه اقتصادی را مورد برسی قراردهم با شد که مثمر ثمر واقع گردد.
مبانی نظری
تعریف توسعه: درباره واژه توسعه باید گفت که این واژه برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم فراگیر شد. این واژه بار خوش بینانه واژه تجدد را (که بیانگر فکر انسان امروز است) و نیز بار واژه تکامل را (که کاربرد اجتماعی دارد) به همراه دارد. توسعه (De – velope) به معنای خروج از لفاف (E velope) است و نخستین نظریه پردازان توسعه که بعدها نظریه شان به نام نظریه نوسازی معروف شد بر آن بودند که این لفاف، همان جامعه سنتی و ارزش های این جامعه است (بک، 1988، ص 43).
براساس تعريفي كه در كنفرانس جهاني سياست هاي فرهنگي در مكزيكو (1982) حاصل شد،توسعه مجموعه اي جامع و فرايندي چند بُعدي است كه فراتر از رشد اقتصادي است و در همه جوانب زندگي و همه ي سازمان هاي جامعه سازمان های نوظهور...
ما را در سایت سازمان های نوظهور دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 138